خرید بک لینک
کودکی صبح چراغ به دست در بازار ها قدم میزند... با فریاد میگوید: من خدارو پیدا میکنم...پیدا میکنم... تمام مردمی که به خدا اعتقاد نداشتن جمع شدن. هه هه..

برچسب: نویسنده: پندار یزدانی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 1:56

یه شکارچی پرنده ها رو میکشه... ولی یه حسی بهش میگه یه جون بهشون بدهکاره... واسه ارمشش میره پوستشونو میکنه... یه کالبد چوبی دروس میکنه.. &#

برچسب: نویسنده: پندار یزدانی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 1:56

مگسی کوچک در تلاش بیهوده برای رد شدن از شیشه ی پنجره آخرین نیروی زندگی کوتاهش را مصرف میکند... صدای بلند بال زدن

برچسب: نویسنده: پندار یزدانی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 1:56

لیوان مشروبش را یک باره سرکشید به دیوار زل زده بود دود سیگارش را بیرون داد و چشمانش را از میان هاله های دود به دیوار دوخت بلاخره باید طرحی روی آن پیاده می کرد همیشه هر وقت کار نقاشی دیوار خانه ایی را می گرقت دود سیگارش را بی

برچسب: نویسنده: پندار یزدانی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 1:56

تخریب درونی مثل ترشح بی وقفه اسید معده روی جداره آشفته ام یک رابطه که گاینکلوژی شد یک گوشه از مغزم که آنلاین شد با حضورش و لایه های کورتکس مغزم دیگر خودش را نارسیست حساب نمی کند و اما دومینوهای قلب ساده لوحم که

برچسب: نویسنده: پندار یزدانی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 1:56

آرام من

تنها حقیقت من است که هیچ وقت

در پرسپکتیو نمی رود

شاید چون کاواک های مغزم ناپایدار شده

آرام من نترس

برو بالای درخت

رنگین کمونو بو کن

برام بگو

بگو که هنوز رنگین کمون همون بویی رو میده

که همیشه دوست داشتی بده

بوی داگ استایل هایی که میخواستی

ولی در اصل بوی زندگی سگی بود

بوی الکل و سم

کلمات اورتودوز مستیشون بالاس

می دونم صرفا توهم عطر تنشه

؛می خواهم بخوابم

آه می دانی

روح ماتریالیسم من

حتی تو خوابم سرش کلا میره

برچسب: کور,خوک, نویسنده: پندار یزدانی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 1:56

ما همین خاکیمکه از آن خس ها سبز شدهمان دستکه پای پرچم سیاه شمربه جرم کفر حقیقیفواره ی اعتراف به نکرده ها از خون گرم شدما همانیم که گوش هایمان پر از دروغ کثیف بودهمان کودکان که حمام عدالت برایشان هم معنی ترس .شامپو ی اشکاور .سوزش چشم و گریز بوده

برچسب: اپوزیسیون, نویسنده: پندار یزدانی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 1:56

عجله نکن، هم تو بهشت صندلی زیاد هست هم تو جهنم؛پس از پاهامون خوب استفاده کنیم دقیقا اخرین روزی که بو کردیمبوی دئودورانت آنلیمیتدبدون پروکسیبا نگاه هایی که با قید ساختیمو ته همه چیزمان بدون نگاه به ایندهبا رویاها

برچسب: جهنم؛پس,پاهامون,استفاده, نویسنده: پندار یزدانی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 1:56

در خواب تو ی صومعه خوابم برده بوداسکولاستیک ها و صدای ناقوس که شیطان صدایش را دراورده بودمن را درخواب بیدار کرداسکرکرو مناسکرکرو مصلوب شده ی منمیخ های کف دستش را نگاه میکندسعی میکند از امتداد غروب بالاتر بروداونقدر بالا که برای اولین بار سای

برچسب: نویسنده: پندار یزدانی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 1:56

hold! خواب های مسبوط شده ی منپشت این شیشه های خونیپشت این دریچه های مردابیروی باور استیصالولمس خیس سکوندر باور یک خیرگیو....استراکچر قویاز یک رویارویای تسخیر تواستیلاء میشوی بر خواب هایمخواب هایی با خط بریل با نوشته

برچسب: نویسنده: پندار یزدانی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 1:56

صفحه بندی